آن روز دوشنبه بود
چون صَفَر آید شود شاد از صَفَر / که پسِ این ماه میسازم سفر...
این که مولانا میگوید «در ربیع اول آید بیجدال»٬ آیا نشان از آن دارد که در عهد او هم بر سر این تاریخ بحث و اختلافی بوده است؟ یا نه٬ به این معنیست که دست کم در ماه تردیدی نیست؟ امّا به واقع در آن که توافق عام است٬ روز دوشنبه است.
شاید قدیمیترین منبع تاریخ وفات پیامبر، مدحیّه حسّان بن ثابت است، از شعرای معاصر پیامبر و از صحابه او، که پس از وفات رسول در مدح او گوید «بابی و امّی مَن شهدتُ وفاته، في يوم الاثنين النبی المهتدی» و تاکید میکند که شاهد وفات پیامبر بوده است به روز دوشنبه.
پس از او، ابن اسحاق میگوید «لما كان يوم الاثنين... فتوفّی رسول الله صلعم حين أشتد الضحاء من ذلك اليوم» که مطابق ترجمه کهن آن: «سیّد وفات یافت و به جوار حق رسید. و وفات سیّد روز دوشنبه بود، چاشتگاهِ گرم». میبینید که از روز هفته میگوید و نه از ماه و سال.
در کتاب ابواسحاق حدیثی را هم میخوانیم که شاید بعدها از قول پیامبر ساختهاند امّا باز خبر از روز دوشنبه میدهد «وأوحى إلى يوم الإثنين، وهاجرت يوم الإثنين ، وأموت يوم الإثنين» که وحی و هجرت من به روز دوشنبه بود و به همین روز خواهد بود وفات من.
ابن هشام اما این بار از ماه و سال هم میگوید که دوشنبهای بود از ماه ربیع الاول سال ۱۱ هجری «ولما كان يوم الإثنين الذي توفي فيه... وكان ذلك ضحی يوم الإثنين ربيع الأول سنة ۱۱ هـ» و باز روز ماه را تعیین نکرده است. طبری آورده است که «اختلاف نیست که روز دوشنبه از ماه ربیع الاول بود، ولی اختلاف هست که کدام روز دوشنبه بود» و یعقوبی هم میگوید: «روز دوشنبه، دو روز گذشته از ماه ربیع الاول و از ماههای عجم در ماه آذار... وفات کرد و خوارزمی گفته است که خورشید در جوزا بود» و به واقع خوارزمی معادل شمسی ماه را درست گفته است. خب همین کافیست که ما اینجا قصد مقابلههای تاریخی نداریم!
جمله بر فهرست قانع گشتهایم...