ز گفتار بیدار مرد کهن
ابوالفضل خطیبی از شاهنامهپژوهان بنام، در مقاله جدید خود نظر دکتر سجّاد آیدنلو را درباره آن سه بیت مشهور فردوسی، درباره ابیات بد شعر خود، یا دیگران، نقد کرده است و به واقع خوانش و درک معمول سنتی را ترجیح داده است. من این دو نظر را به اختصار میآوردم اما بعد اشاره میکنم که برداشت دیگری هم از این سه بیت در کتاب مشهور نولدکه میتوان دید که من هیچ نشانی از آن در این بحثها ندیدهام.
فردوسی در ابیات آغازین «گفتار در داستان خسرو و شیرین» میآورد که: «کهن گشته این نامهی باستان، ز گفتار و کردار آن راستان، همی نو کنم گفتهها زین سخن، ز گفتار بیدار مرد کهن» و سپس این ابیات مورد نظر ما:
«بود بیت شش بار بیور هزار، سَخُنهای شایسته و غمگسار
نبیند کسی نامهی پارسی، نبشته به ابیات صد بار سی
اگر بازجویی در او بیت بد، همانا که کم باشد از پانصد»
بیت اول، جدای بحث «شمار» و یا «هزار» در این بیت، و رقم مذکور، تنها موضعی است که فردوسی در آن از تعداد بیتهای شاهنامه ذکری میکند که اشاره به حجم و بزرگی کار او دارد هنگامی که، بنا به قول فردوسی، در زمانه او هنوز دیوان شعر فارسی سه هزار بیتی دیده نشده بود... در همه این موارد جای بحث و سخن هست که مورد نظر ما در اینجا نیست تا بیت سوم که در معنی و مقصود فردوسی از آن دو نظر رایج است:
نظر غالب آن که بیت سوم به بیت اول بازمیگردد. فردوسی میگوید که تعداد بیتهای بد شاهنامه، آن هم با حجم شصت هزار بیت، به پانصد نمیرسد. یعنی با فروتنی و هم با سختگیری بر کار خود، میپذیرد که شاید در هر صد و بیست بیت، یک بیت بد پیدا کنید... این نظر دکتر خالقی مطلق است و خطیبی هم آن را تایید میکند.
آیدانلو ، و پیشتر از او ملک الشعرا بهار، مرجع «بیت بد» را نه شاهنامه که آن نامهی پارسی سه هزار بیتی دیگران دانستهاند و بنابراین «فردوسی میگوید: هر منظومه سه هزار بیتی حداقل پانصد بیت بد دارد، حال آنکه «سخنهای شایسته و غمگسار» من، به رغم کثرت ابیات این گونه نیست».
هر دو این برداشتها نقاط قوت و ضعفی دارند.
اما نولدکه در کتاب «حماسه ملی ایران»، (۱) خوانش دیگری ازین بیت داشته است که به نظر من، پذیرش آن سختتر و مشکلتر از آن دو دیگر نیست و آن این که «شاعر از روی استهزا اضافه میکند که اگر بیتهای بد آن را حذف کنیم، شاید کمتر از پانصد بیت باقی نماند» که البته این هم کمی گره دارد اما مقصود آنست که فردوسی میگوید، اگر ابیات بد را در آن سه هزار بیت موجود (از نامه یا دفتر دیگران) بازجویی (و برگیری، چنان که در معنی بازجستن هست) آنگاه آنچه میماند «همانا که کم باشد از پانصد». این خوانش یا برداشت از فردوسی چهره بسیار سختگیرانهتری ارایه میدهد (که فقط یک از شش بیت دیگران، با معیارهای فردوسی، خوب محسوب میشود)، که البته از همچو اویی هم بعید نیست و پیشتر هم در نقد شعر دقیقی از او دیده بودیم «نگه کردم این نظم سست آمدم، بسی بیت ناتندرست آمدم» اما به نظرم معنی سرراستتری دارد. همچنین شاید طبیعیتر و معقولتر هم باشد که که به شعر خوبی که میماند نظر کنند و آن را بسنجند و بشمرند تا به اندکی یا بیشی نسبت شعر بد خود، یا دیگران، اشاره کنند... (۲)(۳)
خب، یک گره دیگر بر این ابیات زدیم!، حالا به شاهنامهخوانی خودمان برسیم. پس از این ابیات، گله و شکایتی ظریف است از شاه محمود و میانجی کردن «سالار» و برادر شاه، که این سخنان نغز را بخواند «و زان پس کند یاد بر شهریار، مگر تخم رنج من آید ببار... و بعد سراغ آن زبان پاک آسمانی خود میرود:
چنین گفت داننده دهقان پیر، که دانش بود مرد را دستگیر
غم و شادمانی بباید کشید، ز هر شور و تلخی بباید چشید...».
۱- حماسه ملی ایران، اثر تئودور نولدکه، ترجمه بزرگ علوی، چاپ چهارم 1369 (و چاپ جدید ندارد و من آن را با کلّی جستجو یافتم)، ص 51
۲- سه هزار بیت یا ده هزار بیت پیش از شاهنامه، تفاوت چندانی نمیکند. این پرسش حیرتانگیز همیشه هست که براستی چگونه زبان دری، با پیشینه، سابقه و تمرین مکتوب اینگونه اندک، چنین شاهکار بیهمتایی را در همان سدههای نخست شکوفایی خود میآفریند؟
۳- مرحوم محمد امین ریاحی، که در استادی او حرف و حدیث نیست، در پانویسی در کتاب فردوسی آورده است که «بیت، کلمهای فارسی و مطلق به معنی شعر است». نمیدانم! جای تحقیق بیشتر هست.
جمله بر فهرست قانع گشتهایم...