امروز خواندم که برخی آثار لیدی گاگا، خواننده پاپ، در چین ممنوع شده است. بی بی سی می‌گوید که وزارت فرهنگ چین، برخی از این ترانه‌ها را مخلّ امنیت فرهنگی جامعه دانسته است. چه جملات آشنایی.

لیدی گاگا را شاید بشناسید. من هم چندان نمی‌شناسم. فقط میدانم پدیده‌‌یِ ورپریده‌ایست. من البته یکی دو کارش را دوست دارم، به شرطی که فقط بشنوید و نبینید. اینجا باید حتماً به قسمِ گوش راضی بود و آرزوی دیدن نکرد. کاری نداریم! این لیدی گاگا که تقریباً همه کام و کارش هم از خلاف آمدِ عادت دیگر هنرمندان است، عجیب در چین محبوب است. این محبوبیت وقتی به نظر من آمد که یکی از همکاران چینی به مزاح گفت که پیشترها در چین رسم بود می‌گفتند که oh my god و امروزه می‌گویند که oh my lady gaga. بعد دیدم که براستی در چت‌ها، و چقدر این چینی‌ها چت را دوست دارند، omlg جای omg را گرفته است  و بعد هم کاریکاتوری از آن درآمد. (۱) خب در کشوری که خدا نیست، و لیدی گاگا هست، این نباید خیلی عجیب باشد.

بازار لیدی گاگا داغ است (یا بود... محبوبیت مثل منحنی بورس بالا پایین می‌رود). در سی‌دی فروشی‌ها، کی‌تی‌وی‌ها و البته موسیقی درخواستی از رادیو موزیک‌های به زبان انگلیسی در پکن. در مسابقات خواندن یا رقص ترانه‌های پاپ در تلویزیون، اگر داوران کسی را به لیدی گاگا تشبیه کنند، دیگر تشویق حاضران به آسمان می‌رسد. تعدادی از خوانندگان چینی هم البته از او، چه در اجرا و چه حتی در نام، تقلید کرده‌اند که خب دوستداران خود را دارند...

راز این محبوبیت چیست؟ بیشتر گفته‌اند که براستی هیئت و چهره عروسکی اوست که اینجا و همه جا، به مذاق چینی‌ها خوش می‌آید. برخی گفته‌اند که موسیقی‌اش ساده است و قابل ارتباط. یعنی چه؟ به ظاهر آن الفاظ که نه، اصواتی که برمی‌آورد، با نسل جوان یا نوجوان چین که نمی‌تواند آن متن‌ها را بخواند اما می‌تواند آن صداها را دربیاورد حس خوبی می‌دهد و شوق و هیجانی ایجاد می‌کند. خب اگر از صورت و صدا بگذریم چه می‌ماند؟ آن مُدِ لباس و غرابت پوشش و آرایش که باز در چین و جامعه‌ی جوانِ بسیار تنوع‌طلبش جذابیت دارد. پس اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم باید بگوییم که نمی‌دانیم و این راز همچنان سربسته می‌ماند تا شاید یک روز نادر طالب زاده از آن رازگشایی کند.

خب چرا وزارت فرهنگ چین همچو کاری می‌کند؟ به ظاهر گفته‌اند متن غیراخلاقی ترانه‌ها. نمونه‌هایی هم آورده‌اند که اشعارش بنیاد خانواده را تهدید می‌کند و راست و مستقیم مخالف تعلیمات کنفوسیوس است. جای تحقیق باقیست اما خاطر شما هر چقدر هم عزیز باشد، از من توقع ندارید که بروم اشعار لیدی گاگا را بخوانم و تحلیل کنم. این یکی را معذور داریدم که پایم در گلست. اما به نظر من، مشکل همین محبوبیت است که سرِ نخش و جهت فردای آن دست وزارت فرهنگ نیست. برای نمونه این مونتاژ بامزه‌ را ببینید که کاربران چینی ساخته‌اند و در آن سربازان ارتش سرخ چین، به جای اپرای خلقی میهنی، «پوکر فیس» لیدی گاگا را می‌خوانند. به قاعده همچو چیزی از چشم وزارت فرهنگ چین دور نمی‌ماند.

۱- البته تحقیقات بنیاد گاگاپژوهی بعدها ثابت کرد که این عبارت اولین بار در سریالی آمریکایی استفاده شده که در آن‌جا پسری به دوست دخترش، مطمئن نیستم نامزد بودند یا نه، می‌گوید که «او مای لیدی گاگا، تو واقعاً خیلی باهوشی!» البته آن جا پاسخ دختر جالب‌تر است که میگوید «زود حرفت رو پس بگیر، من خوشگلم!»... ببین کار وبلاگ ما به کجا کشیده! چکار کنیم دیگر. قصه‌های امروز چین، تا آن‌جا که به تورِ منِ چینی‌ندان می‌افتد، همین‌هاست. یاد نظامی می‌افتم در مقدمه لیلی و مجنون که می‌نالید فضای این داستان (برخلاف قصه خسرو و شیرین)، مثل فضای چین این روزها برای من، تنگ و تاریک است و چندان نکته گفتنی ندارد «گفتم سخن تو هست بر جای، ای آینه روی آهنین رای، لیکن چه کنم هوا دو رنگست، اندیشه فراخ و سینه تنگست، دهلیز فسانه چون بود تنگ، گردد سخن از شد آمدن لنگ، در مرحله‌ای که ره ندانم، پیداست که نکته چند رانم»...