این خسیسِ دست و دلباز
سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی، در حاشیه گلهگذاریهای برخی از روحانیون از برخورد گروههای فشار، یا در واقع نظام، به بحثهایی در باب نیروگاه بوشهر میرسد که به نظرم چنان که حقش بود منعکس نشد. جدید نیست اما شاهدی دردآور است که آن اصول ادعایی عزت، حکمت و مصلحت در سیاست خارجی چه به بار آورده است... تحمیل، تحقیر و تسلیم. میگوید که:
«همین قضیه نیروگاه بوشهر، مسئله کوچکی نیست که اتفاق افتاد. ۳۴ سال است که از عمر شروع این کار گذشته و دارد کار میشود. نزدیک ۲۰ سال است که روسها آمدند و پولهای زیادی از ما گرفتند. هر وقت بعد از مدتی بهانهای میآورند و مقداری پول میگیرند و به بهانههایی تأخیر میاندازند. آخرین کارشان این بود که سوختی که در قلب رآکتور گذاشته بودند و آب گرم شده بود، گفتند: این خطرناک است و برگردانید. شاید خطرناک باشد و نمیگوییم دروغ میگویند، ولی به هر حال آنها مسئول هستند. برای این کار خیلی از ما پول گرفتند. همین جا به جای اینکه بیایند عذرخواهی کنند، با الفاظ رکیکی طلبکار میشوند. مسئولش میگوید: «ما مثلی در روسیه داریم که آدم خسیس باید دو بار پول بدهد.» منظورش این است که ایران در پول دادن خسّت به خرج داده است. با اینکه نزدیک دو برابر آنچه که قرار داد ما بود، تا به حال پول گرفتند. میگوید: «ایران خسّت به خرج داده و به ما میگوید پمپهای کهنهای را که از ۳۰ تا ۳۵ سال پیش در آلمان مانده، به کار بگذارید. پمپ منفجر میشود که باید دوباره دنبال پمپ جدید بگردیم که وقت تلف میشود.»... انصافاً خلاف میگویند... از لحاظ امنیتی قرارداد را محکم کردیم تا آنها نتوانند جوری بسازند که به عهده ما بگذارند و بگویند شما مقصر هستید. هر چه خواستند، دادیم. بهانهگیری کردند که باید سوخت را بعد از تمام شدن برگردانید. چارهای نبود. نظام پذیرفت که برگرداند. بابت همین هم پول میخواهند و میگویند باید از این نگهداری کنیم...»
دقت می کنید که: ترجیعبندِ این که از ما پول گرفتند، هر چه خواستند دادیم، چارهی نبود، نظام پذیرفت... به قول خودش «انصافاً خلاف میگویند» حقّش نیست حاکمیتی که اینگونه منابع و منافع کشور را بخشش کرده است، خسیس خوانده شود.
جمله بر فهرست قانع گشتهایم...