حدثنا و اخبرنا هذا فی معرفة الامام... و تو بشین سرجات اکبرآقا!
متن سخنرانی یکی از محافظان رهبری که در کیهان اومده بود اونقدر شور بود که دیگه صدای خود رهبر هم دراومد. جالبه که کیهان تازه پس از اون عتاب میگه: «باید اعتراف کنیم در بازخوانی متن سخنرانی یاد شده- قبل از چاپ- نکته و گفته ای که اغراق آمیز باشد به ذهنمان خطور نکرد و هنوز هم نمی کند»...
انگار که شما کتاب سیرت و مناقب میخوانید یا احادیث و اخبار شیعه را در فضیلت و حقانیت ائمه شیعه دوره میکنید. بخشهایی را بخوانید اما البته افراط نکنید:
سال 68 لحظاتي كه امام (ره) داشتند به رحمت خدا مي رفتند... ما به همراه آقاي خامنهای سوار ماشين شديم و به سمت جماران حركت كرديم... تنها كسي كه امام (ره) موقع رحلتشان و قبل از خانواده شان او را پذيرفتند، آقاي خامنه اي بودند.
قبل از ورود خانواده امام حاج احمد آقا از اتاق امام (ره) آمدند بيرون و گفتند آسيد علي آقا را امام كار دارند. آقاي خامنه اي داخل شدند و براي اينكه صداي امام (ره) را كه نحيف شده بود بشنوند گوششان را نزديك صورت امام (ره) بردند و امام (ره) با ايشان صحبت كردند. ما كه پشت شيشه اين صحنه را مي ديديم هر لحظه كه مي گذشت مي ديديم آقاي خامنه اي قرمزتر مي شد، صورت ايشان دائم قرمز مي شد گويا به حد انفجار رسيده بود...
تنها كسي كه با محارم امام (ره) تا لحظه آخر حيات ايشان داخل اتاق بود فقط آقاي خامنه اي بودند.
(در مجلس خبرگان) آقای خلخالی گفت: من چند وقت پيش براي مراسم عقد دخترم نزد امام (ره) رفته بودم... من از امام (ره) سوال كردم حالا كه شما آقاي منتظري، قائم مقام رهبري را عوض كرده ايد با اين شرايط بيماريتان شخص خاصي را مد نظر نداريد؟ ايشان به من نگاه كردند و گفتند: «مگر مي شود من نظر خاصي نداشته باشم و مگر مي شود كه نظرم را به كسي نگفته باشم؟ من به حاج احمد آقا و آقاي هاشمي بارها گفتم . از نظر من هيچ كس در روي كره زمين از سيد علي آقا بهتر نيست»... و بعد آيت الله موسوي اردبيلي گفت که من با امام (ره) صحبت مي كردم، به ايشان گفتم كه نظر شما در مورد رهبري آينده چيست؟ و امام (ره) گفتند: «... احدي را در كره زمين بهتر از آسيد علي آقا براي رهبري نمي دانم»... آقاي هاشمي گفتند احمد آقا يك مطلبي را به من گفتند كه تكليف را همين الان به شما بگويم... «اگر مي خواهيد روح امام (ره) شاد شود و به وصيت نامه امام (ره) عمل كرده باشيد اعلام كنيد كه امام (ره) بارها به ما گفتند كه آقاي خامنه اي را مطرح كنيم ولي به دليل مسائل سياسي نگذاشت كه ما بگوييم ». (!؟) حاج احمد آقا به من گفتند: « امروز يك تكليف است و حداقل حرف مرا در مجلس بزنيد كه من آن دنيا گرفتار نباشم ». سپس آقاي هاشمي گفتند... هر بار امام (ره) به من گفتند: «تا دير نشده آ سيد علي آقا را شما مطرح كنيد بد است من مطرح كنم...»
سپس آقاي هاشمي طبق عادت رياست مجلسياش عمل كرد و در حالي كه ايستاده بود گفت كسانيكه با رهبري آقاي خامنه اي موافقند قيام كنند. در همين هنگام آقاي خامنه اي از كوره در رفتند و گفتند: «اكبر آقا! بنشينيد شما، مگر اينجا مجلس است كه شما مي خواهيد راي بگيريد؟...» (!!!)
آقای خامنهای به آقای آذری قمی گفتند «بفرماييد بنشينيد. ما شما را مي شناسيم، در دوره هاي مختلف شما را امتحان كرده ايم. ايني را كه شما گفتيد 10 سال آينده هم مي گوييد؟ 10 سال ديگر نخواهيد گفت... ». در همين هنگام آقاي آذري قمي عمامه اش را برداشت و دو دستي محكم تو سرش زد و گفت خدا از من نگذرد اگر قرار باشد من 10 سال آينده مقابل شما بايستم... دقيقاً بعد از 10 سال آقاي آذري قمي رفت با آقاي خامنه اي مخالفت كرد! دقيقاً همان طور كه آقاي خامنه اي گفتند...
من با همين چشمهاي خودم بيشتر از 100 بار برخورد آقاي خامنه اي و امام خميني(ره) را با همديگر ديدم. در هيچ برخوردي نديدم كه امام خميني تمام قد جلوي ايشان بلند نشود و به طرفشان نرود...
امام چمباتمه زده بود و دو دستشان به زانويشان و نگاه تلويزيون مي كرد... ايشان سريع گفتند: احمد بشين، احمد بشين. من نشستم و ديدم اخبار دارد ديدار آقاي خامنه اي با يكي از مسئولان خارجي (رهبر كره شمالي) را نشان مي دهد. گفتند: نگذاريد دير بشه، چند بار به شما و آقاي هاشمي گفتم. ايشان رو مطرح كنيد، اين عظمت رو كه آدم مي بينه كيف مي كنه. همينكه عصايشان را بلند مي كند (در حال سان از نظاميان كره بودند) عظمت اسلام رو مي بينم.»
و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...
جمله بر فهرست قانع گشتهایم...