آقا من قصد و نیت خاصی جهت گمراهی بنی­بشر ندارم اما این ساختمانی که می­بینید و از خانه ما هم دور نیست، آدم رو مجبور می­کنه که بی تفاوت از کنار برخی امور نگذره. حالا به نظر شما این ساختمان که با تلاشهای شبانه روزی، تنها چند هفته پیش از المپیک آماده شد، برای چه کاریه؟ نه شما بگید. این معماری و نقاشیِ نما با صور رومی یا یونانی، ستونهای بلند، مجسمه­هایی که زیر باری گران خم شده­اند و خصوصاً آن متن­های برجسته روی دیوار. من که فکر کردم یا موزه میشه یا کتابخانه و بهرحال یک مرکز فرهنگی. حدسم هم زیاد دور نبود. ساختمان یک حمام سونای بزرگ است با خدمات ماساژ! البته حمام هم میتونه محل اکتشافات علمی و فرهنگی از نوع ارشمیدسی باشه ولی ماساژ چی؟ در متن انگلیسی روی دیوار اشاره کرده که این مرکز تفریحی و سلامت، بیست و چهار ساعته و در هر هفت روز هفته آماده خدمت­دهی به مشتریان است، کم و بیش مثل اورژانس بیمارستان! 

میدونید که ماساژ در همه جای دنیا، و نمیدونم چرا یک کم بیشتر در چین، دو معنی داره. معنی اول خب ماساژ است دیگر! همان روش درمانی و تمدد اعصاب و غیره که اینجا محل بحث نیست! دومی اما که پای ثابت برخی مطایبات همکاران چینی، خصوصا با مهمانان خارجی است، شاید به نوعی جایگزین کمی تا حدی محترمانه­تر برخی روابط نامرسومه (شرع در چین تعریف درستی نداره). العاقل یکفیه الاشاره!

 من یک بار، بعد از کلی کشمکش درونی با خودم که "راست گوی ای نفس کین حیلت‏گری است" و غیره، بالاخره در کسوت یک مامور مخفی و البته به قصد تهیه گزارش، تا لابی ساختمان نفوذ کردم تا ببینم که اوضاع چه خبره. شما ببینید که از بابت نوشتن این دو خط، چه خطراتی به جان خریده­ام که مپرس. اونجا یک لیست بلندبالا به ما دادن با معرفی صد جور ماساژ اما طرف پشت سر هم تکرار میکرد که اتاق اختصاصی هم داریم! این کُد برای من نامکشوف موند تا زدیم بیرون. باور کنید راست میگم! دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ. مراکز این­چنینی، در چین رو به گسترش­اَند و خب واضحه که کسب و کار پر رونقی دارند. جدای تغییرات فرهنگی و توریسم، علت اصلی، رشد طبقه بسیار متمول اما نوکیسه­ی است که خب نیازهای خاص خودش را دارد. در بعضی موارد، شرکتهای چینی هم برخی مشتریان خاص را، عموما بعد از میهمانی شام، به اینگونه تفریحات نیمه سالم تحت عنوان ماساژ و تمدد اعصاب دعوت می­کنند و خب طبیعیه که یک نوع رشوه پنهانه. هزینه ماساژ از سیصد یوان شروع میشه تا یک هزار و سیصد یوان که معادل حقوق ماهانه یک کارمند ساده است. همکاران چینی میگویند که ماساژ به این معنی، عموما از فرهنگ ژاپن و کره نشأت گرفته و بیشتر از طریق تایوان در چین منتشر شده. العهده علی الراوی. دوستان در ژاپن و کره باید تحقیق کنند.

اما بعد از دانستن اینهمه اطلاعات ذیقیمت، حیف است که به قول پوپر، از یک منبع بزرگ جهل! غافل شویم که همانا سوراخ کردن کلمات است به قصد کشف حقایق. ماساژ البته لغت فرانسه و صورت اسمی فعل masser (مَسِّ) است که در زبان فرانسه هم سابقه چندانی ندارد و کاربرد آن به اوایل قرن نوزدهم برمیگردد (فعل ماساژ البته به عهد نوسنگی برمیگردد!). بر این اساس بسیاری ریشه­شناسان از جمله نویسنده! معتقدند که این لغت از مسّ عربی نشأت گرفته و همراه سپاهیان ناپلئون از مصر به فرانسه آمده است. جالب است که مکان ماساژ در فرانسه هم در معنی ضمنی خرابات استفاده میشده. معنی قدیم مَسّ که خب روشنه، مانند "وَ لَم يَمسَسنِي بَشَرٌ" (و دست هیچ بشری به من نرسیده است) اما قاعدتا باید دید که مَسّ در مصر عهد ناپلئون دارای چه معانی بوده. دقت کنید که من دارم یک خط پژوهشی ترسیم میکنم با فواید اعم و اشمل! بهرحال، جالب است که امروزه اعراب برای ماساژ، لغت تدلیک و برای ماساژور، مُدَلِّک را به کارمیبرند که خب هم­ریشه همان دلّاک خودمان است. در همین زمینه، مولانا در دفتر پنجم مثنوی قصه مردی را آورده است که "به حمام زنان دلّاک بود" و چطور در دنیای اسلام، همچو چیزی ممکنه؟ "زانکه آواز و رُخَش زن‏وار بود، لیک شهوت کامل و بیدار بود" و اصلا این بحث به کجا میخواد ختم بشه؟