من که این روزها کمتر میتوانم مطلبی خارج از انتخابات بخوانم، تا چه رسد که بخواهم بنویسم. نگران اما امیدوار یکسره سایتها را چرخ میزنم و نمیدانم که سرانجام ما در این سودا چه خواهد شد. این نوشتهها هم به واقع جای گپ و گفتهای دوستانه است که ما در اینجا از آن محرومیم. این از آن نوع روزهاست که دوست داشتم ایران باشم. درک فضای انتخاباتی و همصحبتی با دوستان با گمانهزنیهای مکرر. از نظرسنجیها که نتیجه معقول و معتبری بیرون نمیآید. در یکی موسوی هفده درصد است و در دیگری شصت و هفت درصد.
در این میان گزینه مطلوب من عوض نشده است. کروبی، با وجود چند نمایش ضعیف از جمله در مناظره با احمدینژاد، به همان دلیل برنامههای روشنتر، نگاه اقتصادی بازتر، تیم همراه، سابقهاش در دفاع از حقوق شهروندی و توان رایزنی و اجرایی او در تحقق همان اهداف هنوز برای من انتخاب برتر است. از سوی دیگر موسوی به روشنی تنها کاندیدایی است که امروزه با این موجی که براه افتاده امید تغییر را به دلها آورده است و این البته کم چیزی نیست.
من اما در میان نکاتی دیدهام تامل برانگیز. نمی دانم از امید و آرزوی تغییرات این وضع فاجعهآمیز است یا هر چیز دیگر، میبینم که وقتی شور انتخابات درمیگیرد چه ساده اصول نظری جابجا میشود و یا دستکم سخن و نگرش و شعار سالیان در رفتارها و موضعگیریها به تمامی فراموش میشود.
ابراهیم نبوی به درستی نوشته بود که آنچه ضامن پیروزی است شور و احساسات جمعی است و این چیزی است که میرحسین و یاران او توانستهاند در آن توفیق حاصل کنند. این به هر معیار کار بزرگی است آن هم در مقابل احمدینژاد با آن رفتارها و گفتارهای عوامگرایانه و بلکه مردمفریبانه. این درست، اما از بسیاری نویسندگان یا منتقدان اصلاحطلب توقع نمیرفت که ناگهان برخلاف اصول فکری اعلامی خود آنچه را هم که در تیم کروبی مزیت است، وارونه جلوه دهند. از جمله راهاندازی حزب و مدیریت آن را بیاهمیت جلوه دهند به این بهانه که فاقد پشتوانه گسترده مردمی است. بیان صریح مطالبات را نمایشی بخوانند و بلکه آن را رادیکال و ناسنجیده بنامند. دفاع از بسیاری خسارتدیدگان و قربانیان را ادای سینهسپر کردن به هدف دلبردن از طبقه روشنفکر و فرهیخته بدانند. تیم همراه او را از واماندگان و راندگان از «جریان اصلی اصلاحطلبان» بخوانند و در نهایت تاکید او بر استفاده از کارشناسان را حمل بر بیخبری و ناآشنایی شخصی او کنند. من اینگونه نقدها را در سایت اصلاحطلبان میبینم و تعجب میکنم که چه ساده فعال اصلاحطلب ما هم میتواند هر تصویری را واژگونه جلوه دهد. هر یک از ما هزار دلیل برای ترجیح یک کاندیدا بر دیگری داریم اما نمی دانم که این چه اصراری است که، حداقل در بحثهای تحلیلی، همه مزایا را در یک گزینه جمع بدانیم و خواسته ناخواسته از او چیزی بسازیم که میدانیم نیست و هرگز هم نخواسته باشد. موج خوبست به شرط آن که رای بیاورد و نه آن که کشتی واقعبینی ما را هم صدپاره کند که هر تختهاش به سویی افتد. آنکه از مناظره احمدینژاد و موسوی چنان به هیجان میآید که موسوی را چهره کمنظیر سیاسی ایران در یک قرن اخیر میداند نشانی از پختگی و اعتدال نشان نمیدهد و مرکبش را در همان جادهای میراند که هر حضور احمدینژاد را در کنفرانسهای بینالمللی حماسه میخواند. (برای مثال رک + و + )
من اگر نه در مرحله اول، قطعاً در مرحله دوم به میرحسین رای خواهم داد. این گزینهای روشن است اما در عینحال بسیاری از استدلالات دوستان را نمیفهمم که مثلاً غیبت بیست ساله میرحسین را نشان وارستگی بدانند به این عنوان که «همه ما میدانیم قدرت فساد میآورد» و یا آن را فاصله از قدرت و نزدیکی به مردم بدانند. من اینجا نقد دو کاندیدا نمیکنم، تنها به نحوه مواجهه و شیوه استدلال برخی اصلاحطلبان اشاره میکنم که به نظر من نمونه و نشانه خوبی نیست.
همچنان دوباره فکرر میکنم که هر کس ابتدا باید به گزینه مطلوبتر خود رای دهد. این را در واقع به آن که مطالباتش را فریاد میکند بدهکار است و علاوه بر آن اینگونه وزن مطالبات جریانهای فکری و اجتماعی در جامعه به دست میآید، البته تا آنجا که نمایندهای، هر چند نسبی و تقریبی، در میان گزینهها دیده شود.
اما ملاحظات دیگر هم هست! آیا امید میرود که موسوی در همان مرحله اول رای بیاورد؟ از این جهت این استدلال برخی دوستان به نظر من قابل تامل است که فرصت را نباید از دست داد تا در مرحله دوم امدادهای غیبی و عینی که سمت وسوی احمدینژاد میگیرد فرصتسوزی کند. من البته در این حد خوشبین نیستم. در جایی که نظرسنجی معتبری نیست، ما به طبع بیشتر در فضای آشنای همفکران و نزدیکان خود هستیم و گمانهزنی ما هم منتج از همین فضاهاست و به ناچار تصوری غیرواقعی از وزن آرای میرحسین داریم. هر چه هست، به نظر میآید که احمدینژاد نخواهد توانست کار را در مرحله اول تمام کند و از این رو همچنان در این شبها و شبهای آتی میتوانیم در این امید باشیم که نسیم صبحگاهی، به پیام آشنایان بنوازد آشنا را...